
سبز ماندم، سبز خواهم ماند،
تا زمان دارم، تا زمين پيداست
تا صنوبر هست - يا به قول شاعر كاشان شقايق هست-
تا صدايت مي توانم زد
تا يكي در كوچه مي خواند
تا كسي ياد تو را - در آينه هر چه كوچك و محو خاطرش- محفوظ مي دارد
تا تو را دارم،
اي هميشه در دلم بيدار
سبز خواهم ماند ...
خسته بودم، درد بردم، بغض كردم گاه، گريه هايم را فرو خوردم
اما با اميدت اي دل اميدوارم گرم از تو
سبز خواهم ماند
تا زمان دارم، تا زمين پيداست
تا صنوبر هست - يا به قول شاعر كاشان شقايق هست-
تا صدايت مي توانم زد
تا يكي در كوچه مي خواند
تا كسي ياد تو را - در آينه هر چه كوچك و محو خاطرش- محفوظ مي دارد
تا تو را دارم،
اي هميشه در دلم بيدار
سبز خواهم ماند ...
خسته بودم، درد بردم، بغض كردم گاه، گريه هايم را فرو خوردم
اما با اميدت اي دل اميدوارم گرم از تو
سبز خواهم ماند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر